![]() |
![]() |
|
| جامعه شناسی |
|
- آزادی و دموکراسی: در جهان کنونی مسائل اصلی جامعه همانا مبارزه دموکراسی است. در مبارزه دموکراسی تضاد مابين حکومتگرا و مردم است. اين تضاد جهان کنونی، مبارزه دموکراسی و حقوق بشر را ضروری کرده است. در قرن بيست و يکم توده های مردم نياز مبرمی به دموکراسی و حقوق بشر دارند و آگاهانه طالب احقاق حق قانونی خودشان عستند و با مبارزه عزم راسخ و پيگير حکومتگرا را مجبور می کنند که در راه دموکراسی اصلاحات لازمه را بجای آورند. شکل اين مبارزه بر حسب مقتضيات جهانی شرکت گسترده مردم در انتخابات، تشکل احزاب سياسی و اجتماعی، ميتينگ و تظاهرات خيابانی و سايره است. .همه مطمئن هستند که تنها با طرح شعار آزادی و دموکراسی خود میتوانند به آرزو های جامعه ایرانی جامه عمل بپوشانند. اما برای توده ها توضیح نمیدهند که آزادی برای چیست و دموکراسی به چکار میآید؟. بقول آیزایا برلین برای مردمی که درکی از آزادی ندارند ، آزادی به چه کار میاید؟ - نتیجه: با توجه به مباحث فوق می توان گفت که برای داشتن یک جامعه دموکراتیک و آزاد و پیشرفته، دموکراسی و آزادی هردو باید توأما در جامعه وجود داشته باشند نه اینکه وجود یکی بدون دیگری{دموکراسی بدون آزادی یا بالعکس}. دموکراسی برابری فرصت ها و موقعیت ها را در جامعه ایجاد می کند و آزادی باعث می شود که افراد جامعه با توجه به شایستگی ها، استعدادها و توانائیهای خود از این برابری فرصت ها و موقعیت ها استفاده کنند. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 12:59 توسط پرویز جهانگیری |
|
|
*ـ دین و آزادی: اینکه آیا در اسلام چیزی به نام آزادی فکری یا آزادی دینی و یا آزادی سیاسی وجود دارد که در سایه آن انسان بتواند هر طور که خواست فکر کند و اندیشه اش را ابراز نماید و آیا انسان این حق را دارد که به هر دینی که خواست بگرود بی آنکه از فشار قدرت یا جامعه، بیمی به خود راه دهد؟ آیا مردم حق دارند در زمینه سیاسی وارد تشکل های حزبی ای شوند که براساس اندیشه ای خاص – با قطع نظر از اینکه این اندیشه با اندیشه اسلام همگون یا ناهمگون باشد- پا گرفته و می کوشد تا با تحکیم پایگاه مردمی خویش به قدرت و حکومت دست یابد؟ یا این که در اسلام آزادی وجود ندارد جز برای آنانکه به لحاظ اندیشه و عمل و شریعت ، محتوای اسلامی داشته باشند و اسلام به خطوط انحرافی اجازه برخورداری از آزادی در جامعه اسلامی را نمی دهد؟ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 1:42 توسط پرویز جهانگیری |
|
|
قاتلان شکم باره و نامرئی سیاست آنچنان با زندگی روزانه ما عجین شده که باعث شده خیلی از مسائلی که دامنگیر زندگی ما شده است و افراد جامعه ما را از بین می برد بی توجه بمانیم و راحت از کنار آن بگذریم. آری این خصلت کشورهای جهان سومی است که روشنفکران آن سیاست زده شوند و همه چیز را در حیطه سیاست ببینند. این وظیفه روشنفکر است که قلم نقدش را درباره مسائل روزمره جامعه خودش بکار ببرد و آن مشکلاتی که دامنگیر جامعه شده را تجزیه و تحلیل کند. ولی متأسفانه روشنفکر ما(اگر روشنفکر به معنای واقعی کلمه داشته باشیم) هم کمبود عاطفه، محبت و پرستیژ دارد و دنبال رفع این کمبود خودش است که برای رفع آن مباحث سیاسی را مطرح می کند. ماشاءا... همانطور که همه واقفیم در جامعه سیاست زده ما هر کسی که از اعمال سیاستمداران جامعه نقد کند و اگر هم شانس بیاورد که حکومت با او برخورد کند آن روشنفکر، پرستیژ خاصی در جامعه ما پیدا می کند این مسئله باعث شده که روشنفکر سیاست زده ما از نقد مسائل روزمره جامعه خودش غافل بماند. به عنوان نمونه یکی از مسائلی که دامنگیر جامعه ما شده است مسئله اشتباهات پزشکی است که متأسفانه هم خیلی عادی از کنار آن می گذریم در حالیکه مصادیق عینی ناشی از آن در جامعه ما به وفور یافت می شود. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 0:8 توسط پرویز جهانگیری |
|
|
با عرض سلام
من با دیدن متن زیر در سایت شخصی آقای عبدی واقعا شوکه شدم اصلا نمی دونم چه بگم فقط این را می تونم بگم که اگر همه استادان دانشگاههای ایران از این ننگ بمیرند جای سرزنش نیست. تنها چیزی که می تونم درباره این متن بنویسم این است که بگم متاسفم و اگه بخواهیم فرهنگ سازی کنیم اول باید از قشر استادان که دارای برچسب روشنفکری هم هستند شروع کنیم چون این استادان عزیز فقط چندتا کتاب خوانده اند و مدرک گرفته اند و هیچ.(ببخشید که خیلی خودو مونی نوشتم)
................... با سلام و احترام؛ رونوشت: ۱۱ اسفند ۱۳۸۵ ۹:۲۷ بֽظֽ | Reply |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 13:33 توسط پرویز جهانگیری |
|
|
*ـ آزادی:
بنابراین آزادی را خواستاریم ، برای آنکه بتوانیم نظرات و اعتقادات خود را بدون ترس اخراج از مرکز آموزشی ، محل کار و یا بدون تهدید به زندان و شلاق بیان داریم . تفتیش عقاید ممنوع است و هیچکس را نمی توان به صرف داشتن عقیده ای مورد تعرض و مؤاخذه قرار داد. ( اصل بیست و سوم قانون اساسی). آزادی را خواستاریم، برای آنکه بتوانیم با توجه به قوانین حقوقی به عضویت احزاب و گروه ها درآئیم بی آنکه به جرم گرایش عقیدتی یا عملی به حزب یا دسته ای از حقوق اجتماعی خود محروم گردیم. ما حق داریم به عنوان یک موجود متفکر مختار به انتقاد جسورانه از اوضاع اجتماع بپردازیم. مانع کژروی و ناراستی باشیم و امر به راستی و نیکی. لا تَتراکُوا لاَمرِ بِالمَعروّفِ و النهیِ عَنِ المُنکَر. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم بهمن 1385ساعت 14:10 توسط پرویز جهانگیری |
|
|
آزادی و دموکراسی و دین
امروزه بیش از هر زمان دیگری ضرورت وجودی آزادی و دموکراسی در جامعه احساس می شود. مردم ایران که طالب آزادی اند و از هر آن دستی که بخواهد پنجره های خانه اشان را بسته نگاه دارد بیزار، هر چند برای کسانی که عادت کرده اند جز سمعا و طاعتا نگویند و نشوند این نقطه تا بدآنجا گران آید که در مقام تهدید خلق بر آمده اظهار دارند که : گردن بعضی ها باید زده شود و زبان بعضی دیگر ، باید قطع شود. ملت ما تا کنون برای آزادی بهای گرانی پرداخته است. هنوز فریاد میلیونها انسان درد کشیده ، در گوش تاریخ طنین انداز است که خواهان استقلال ، آزادی بوده اند. هنوز کوچه ها و خیابانهای شهرهای مختلف کشورمان شاهد حضور غیور مردان و زنان حقیقت جو و عدالت طلب و آزادی خواهی است که به جرم آزادگیشان متحمل محرومیت ها و زجرها و تهدیدها می شوند.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه سی ام دی 1385ساعت 11:47 توسط پرویز جهانگیری |
|
|
تحلیل انتخابات نهم:
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 3:8 توسط پرویز جهانگیری |
|
|
يکي از نظريات کليدي که مبناي پيشرفت مکتب فرانکفورت قرار گرفت نظريه«شخصيت اقتدارگرا»بود. اين اصطلاح در سال هاي دهه1940از آدورنو ارائه شد. هسته اصلي اين نظريه عبارت بود از بررسي و مطالعه در خصوص شخصيت قوم محور و اقتدارگرا و نيز بررسي پيامدهاي اجتماعي آن. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم مرداد 1385ساعت 12:18 توسط پرویز جهانگیری |
|
|
نظريه انتقادي در معناي دقيق کلمه، عبارت است از پروژه اي بين رشته اي که توسط هورکهايمر اعلام گرديد و ازسوي اعضاي مکتب فرانکفورت به کاربسته شد. مطابق با اين نظريه مهم ترين آرمان پروژه روشنگري يعني برپايي جامعه مدني را مي توان از طريق اعمال پژوهش هاي اجتماعي بر نظريه تحول(تکامل)مارکس تحقق بخشيد. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385ساعت 12:17 توسط پرویز جهانگیری |
|
|
در اين جا لازم است پيش از پرداختن به روند ظهورو تکامل نظريه مکتب فرانکفورت، که به نظريه موسوم گرديد، تصويري اجمالي از اوضاع و شرايط اجتماعي، اقتصادي وسياسي آلمان که به نوعي زمينه سار ظهور اين نظريه به شمار مي روند ارائه نماييم، لذا ابتدا به اجمال به پديده سرمايه داري انحصاري، طبقه کارگر آلمان، عقلاني شدن کار و بالاخره ظهور فاشيسم از نظر فرانکفورتي ها خواهيم پرداخت. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت 11:20 توسط پرویز جهانگیری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد گلویم سوتکی باشد بدست کودکی گستاخ و بازیگوش و او یکریز و پی در پی دم خویش را برگلویم سخت بفشارد و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد بدین سان بشکند در من سکوت مرگبارم را . . . . |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 آبان 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آبان 1385 مرداد 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 |
|
RSS
|