مکتب فرانکفورت(4)

يکي از نظريات کليدي که مبناي پيشرفت مکتب فرانکفورت قرار گرفت نظريه«شخصيت اقتدارگرا»بود. اين اصطلاح در سال هاي دهه1940از آدورنو ارائه شد. هسته اصلي اين نظريه عبارت بود از بررسي و مطالعه در خصوص شخصيت قوم محور و اقتدارگرا و نيز بررسي پيامدهاي اجتماعي آن.

ادامه نوشته

مکتب فرانکفورت(3)

نظريه انتقادي در معناي دقيق کلمه، عبارت است از پروژه اي بين رشته اي که توسط هورکهايمر اعلام گرديد و ازسوي اعضاي مکتب فرانکفورت به کاربسته شد. مطابق با اين نظريه مهم ترين آرمان پروژه روشنگري يعني برپايي جامعه مدني را مي توان از طريق اعمال پژوهش هاي اجتماعي بر نظريه تحول(تکامل)مارکس تحقق بخشيد.

ادامه نوشته

مکتب فرانکفورت(2)

در اين جا لازم است پيش از پرداختن به روند ظهورو تکامل نظريه مکتب فرانکفورت، که به نظريه موسوم گرديد، تصويري اجمالي از اوضاع و شرايط اجتماعي، اقتصادي وسياسي آلمان که به نوعي زمينه سار ظهور اين نظريه به شمار مي روند ارائه نماييم، لذا ابتدا به اجمال به پديده سرمايه داري انحصاري، طبقه کارگر آلمان، عقلاني شدن کار و بالاخره ظهور فاشيسم از نظر فرانکفورتي ها خواهيم پرداخت.

ادامه نوشته

نظر سنجی

نظر شما درباره جنگ  بین اسرائیل و حزب ا... چیست؟
 
نقش ایران ، سوریه و آمریکا را در این جنگ چگونه ارزیابی می کنید؟
 
 
 
لطفا نظر خود  را در این مورد  قید کنید.

مکتب فرانکفورت(1)

با عرض سلام به همه دوستان عزیزم

بنا به درخواست دوستان گرامی در حال نوشتن مقاله ای درباره مکتب فرانکفورت برای شما هستم که بخشی از این مقاله آماده شده است که روی سایت است با تکمیل شدن بخش های دیگر مقاله در اسرع وقت روی سایت خواهد آمد لطفا پس از مطالعه نظرات ارزنده خود را بیان کنید.

عنوان مکتب فرانکفورت در اطلاق به میراث فکری و نظری گروهی ازروشنفکران برجسته آلمانی و نظریه اجتماعی خاص آنان به کار رفته است. روشنفکران مزبور در ارتباط مستقیم و یا غیر مستقیم با موسسه تحقیقات اجتماعی بودند که در سال 1923در شهر فرانکفورت با همت وسرمایه فلیکس وایل کارخانه دارتاسیس شدو وابسته به دانشگاه فرانکفورت بود که بعدها جریان موسوم به"مکتب فرانکفورت " و " نظریه انتقادی " از دل آن بیرون آمد. از آن جمله ماکس هورکهایمر،هربرت مارکوز،فیلسوف تندرو و از هواداران جنبش دانشجویی، تئودورآدورنو فیلسوف ،جامعه شناس و نظریه پرداز هنر وزیبایی شناسی و اریک فروم فیلسوف و روانکاو معروف ،یورگن هابرماس . شخصیت های دیگر نظیر کارل گرونبرگ ، هنریک گروسمن ،فیلیکس وایل ،فریدریش پولوک،کارل اگوست ویتفوگل والتر بنیامین ،اتوکرشهایمر،برونو بتلهایم،موریس یانووتیس ،فرانتس نویمان ،پل ماسینگ ودیگران نیز مستقیم یا غیر مستقیم و برخی از آنان از ابتدای تاسیس موسسه با آن همکاری داشتند.(مثل کارل گرونبرگ که نخستین مدیر موسسه از 1923 تا 1929 ).

 

ادامه نوشته