آزادی و دموکراسی و دین(1)
بسمه تعالی
1- دموکراسی و آزادی
- مقدمه:
امروزه بیش از هر زمان دیگری ضرورت وجودی آزادی و دموکراسی در جامعه احساس می شود. مردم ایران که طالب آزادی اند و از هر آن دستی که بخواهد پنجره های خانه اشان را بسته نگاه دارد بیزار، هر چند برای کسانی که عادت کرده اند جز سمعا و طاعتا نگویند و نشوند این نقطه تا بدآنجا گران آید که در مقام تهدید خلق بر آمده اظهار دارند که : گردن بعضی ها باید زده شود و زبان بعضی دیگر ، باید قطع شود.
ملت ما تا کنون برای آزادی بهای گرانی پرداخته است. هنوز فریاد میلیونها انسان درد کشیده ، در گوش تاریخ طنین انداز است که خواهان استقلال ، آزادی بوده اند. هنوز کوچه ها و خیابانهای شهرهای مختلف کشورمان شاهد حضور غیور مردان و زنان حقیقت جو و عدالت طلب و آزادی خواهی است که به جرم آزادگیشان متحمل محرومیت ها و زجرها و تهدیدها می شوند.
ملت ایران همواره عاشق رهایی بوده اند و این مهم را شهداء انقلاب 1357 چه آنگاه که در زندان های شاه ملعون متحمل غیر انسانی ترین تحقیرها و شکنجه ها می گردیدند و یا به اعدام محکوم می شدند و چه آن زمان که در جبهه های جنگ شهید و اسیر می شدند، به اثبات رسانیده اند.
از همین رو لازم است تا کلمه دموکراسی و آزادی را که از بهترین و مظلوم ترین کلمات مقدسه هستند به درستی معنا و تعریف کنیم و ضرورت وجود آنها را در جامعه متذکر شویم تا مگر به مدد شناخت و آگاهی و پرهیز از مطلق گرایی، میل و علاقه مان برای ایجاد حرکت های عمیق و پویا در راستای دستیابی به آنها، زیادتر و زیادتر گردد.
- دموکراسی :
دموکراسی برگرفته از واژه يونانی دِموس، به معنای مردم است. در حکومت های دموکراتيک،اين مردم اند که بر قانون گزار و دولت حکومت می کنند.
اگر چه تفاوت های جزئی ميان حکومت های دموکراتيک مختلف جهان به چشم می خورد، برخی اصول و شيوه های خاص دولت های دموکراتيک را از ساير اشکال دولت ها متمايز می سازند.
دموکراسی دولتی است که کليه شهروندان آن، چه مستقيم و چه غير مستقيم و از طريق نمايندگان منتخب خود، از قدرت استفاده و وظائف مدنی خود را انجام می دهند.
دموکراسی مجموعه ای از اصول و روش ها است که از آزادی انسان دفاع می کند؛ دموکراسی نهادينه شدن آزادی است.
دموکراسی بر پايه حکومت اکثريت و حفظ حقوق فردی و اقليت ها استوار است. تمامی دموکراسی ها، ضمن احترام به خواست اکثريت، مدافع سرسخت حقوق اساسی افراد و همچنين گروه های اقليت هستند.
دموکراسی ها مراقب تشکيل دولت های مرکزی قدرقدرت هستند و با هدف تمرکز زدايی، آنها را به سطوح ايالتی و محلی خرد می کنند با درک اين که دولت های محلی بايد در حد امکان در دسترس و پاسخگو مردم باشند.
دموکراسی ها می دانند که يکی از عملکرد های اصلی شان دفاع از حقوق اوليه ای همچون آزادی بيان، آزادی دين، حق برخورداری برابر از حمايت قانون، و فرصت سازماندهی و مشارکت کامل در امور سياسی، اقتصادی، و فرهنگی يک جامعه است.
دموکراسی ها به طور منظم انتخابات آزاد و عادلانه برگزار می کنند که همه شهروندان حق شرکت در آن را دارند. در يک دموکراسی، انتخابات نمی توانند نمايی ظاهری باشند که ديکتاتورها و يا يک حزب خاص پشت آن مخفی شوند، بلکه، انتخابات رقابت های واقعی هستند بر سر حمايت مردم.
دموکراسی دولت ها را قانون مدار می سازد و متضمن اين است که تمامی شهروندان از حمايت برابر قانون برخوردار باشند و دستگاه حقوقی از حقوق شان دفاع کند.
دموکراسی ها متفاوت از يکديگر اند و هر يک از آنها حيات سياسی، اجتماعی، و فرهنگی خاص ملت خود را منعکس می کند. دموکراسی ها همگی بر پايه يک سری اصول اساسی استوار اند، نه بر پايه شيوه های يکسان.
در يک حکومت دموکراتيک، شهروندان نه تنها حق و حقوق دارند، بلکه موظف به مشارکت در سيستم سياسی ای هستند که از حقوق و آزادی ها يشان دفاع می کند.
جوامع دموکراتيک به ارزش هايی همچون تحمل ، همکاری، و مدارا پايبند هستند. دموکراسی ها دريافته اند که برای دستيابی به وفاق، مدارا لازم است و همچنين اينکه شايد وفاق هميشه قابل حصول نباشد. به قول ماهاتما گاندی : "عدم تحمل خود يک نوع خشونت است و يک مانع برای به وجود آمدن يک روحيه دموکراتيک راستين ."